|
1-آیه های باران
سرتا سر خیال من نقاشیای کاشیاش سرد می شن و ناز می کنن
مستا شبا تو کوچه هاش هوای آواز می کنن
هوا هر وقت که بارونی است تو فکر من چراغونیست
پرم از خاطرات تو همونایی که می دونی
مگه یادم می ره یک دم تا هر وقتی که من زنده ام
تو بانی یه مشت شعری هم الان هم در آینده ام
دلم می خواد بیام پیشت بزارم سر بر روی دوشت
بگم می میرم از عشقت برم گم شم تو آغوشت
من و تو زیر بارون بود به جون هم قسم خوردیم
تو چشم هم نگاه کردیم ، نگاه کردیم از عشق مردیم
سرتاسر خیال من هزار تا باغ دلگشاست
هزار عشق دم بخت منتظر یه پاگشاست
تو سرسراش یه مثنوی راز و نیاز معنوی
پس تو کجایی ابدی کجای این تیره شبی
رو ایه های بارونی نوشتم بسته به تو جونمو سرنوشتم
تو مظهر تحملی تو ماهی عشق منی برام تو تکیه گاهی
سرتا سر خیال من نقاشیای کاشیاش سرد می شن و ناز می کنن
مستا شبا تو کوچه هاش هوای آواز می کنن
شمایل جمال تو قلبم و روشن می کنه
نمی دونی ککه عشق تو چکاری با من می کنه
2- فریاد فریاد
آهای فریاد فریاد عزیزم داره میاد
من می فهممت درکت می کنم
میمیرم اگه ترکت بکنم
احساس تو رو حسش می کنم
داغونه دلت درستش می کنم
آهای فریاد فریاد عزیزم داره میاد
با اون عشق خدایی انگاری قلبمو می خواد
راضی نبود زمونه ، زمونه رو راضی کردم
با روز روزگارم راز و نیازی کردم
من به تموم دنیا سلام آشتی گفتم
تا از خدای عالم اجازه اتو گرفتم
3- شب میلاد
قشنگ من تو تعریف شب میلاد آوازی
تو خوش رنگی خوش اهنگی تو دلبندی تو دلبازی
تو رگباری تو بارونی بهاری باغ نارنجی
تو یاسی برق الماسی حریمی گوشه دنجی
شب میلاد مبارک باد که شب بو عاشقانه عطر تو بوئید
شب اول شب مخمل شبی که پر کشیدی تا خود خورشید
تن ما پل به باغ گل پلی که با ستاره یک نفس رقصید
به من نزدیک تر از پیرهن کی جز تو عاشقانه عشقو می فهمید
تو صبحی صاحب نوری حریر شبنم جنگل
عزیزی مثل ابریشم مثل صندوقچه ململ
در این بازار عاشق کش من از نفرت نمی ترسم
کنار بوسه های تو از این غربت نمی ترسم
تو شمع روشن من باش که از این ساده تر باشم
در این شبهای بی روزن همیشه خوش خبر باشم
4- زندگی
دنیا به این سادگی نیست
نباشه عشق زندگی نیست
زندگی با ما راه بیا
نشی رفیق نمیه راه
زندگی ای زندگی یه بار امونم بده
خنده چه شکلی شده یه بار نشونم بده
زندگی ای زندگی مگه چیه دوامون
یه دل خوش می خوام یه بار بیار برامون
زندگی یه کاری کن که خنده عادت بشه
رو پشت بوما پر از مرغ سهادت بشه
دنیا بزار بچرخه بدون غصه و غم
کسی دیگه نبینه رنگ سیاه ماتم
ای خدا با توام خدا
من حرفی دارم توی عالم دنیا
مسافرا رو راهی کن به عاشقا نگاهی کن
تا به ابد خدایی کن ختم به خیر جدایی کن
یه چرخیه بچرخونش یه دردیه نبندونش
یه لبیه بخندونش یه چشمیه نگریونش
یه دلی بزار شاد شه یه اسیره که ازاد شه
یه بغضی توی گلومه نزار که مثل فریاد شه
5- تازه وارد
ای عزیز تازه وارد لحظه ای دیگر بمان
باورم کن باورم باش بر همین باور بمان
ای وفادار شاید اینبار آخرین دیدار ماست
آخرین راه نجات عشق بی تکرار ماست
با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر
بگذر از دیروز و فردا بی درغ و بی اگر
شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد
این قطار بی توقف لحظه ای مهلت نداد
نان عشق سفره ام را با تو قسمت
از هر انچه بی تو گفتم با تو صحبت می کنم
سفره ام را سروری کن شب چراغ خانه باش
شعله ساز آخرین عشق آخرین پروانه باش
6- فقط صدام کن
نهاد از خویش بر جا من من خویش
که جان بردم به در از میهن خویش
نمی دانستم ای ایندگان من
که جان هیچ است بیرون از تن خویش
ندارم تا به دل بر کندن از تو
که هم جان از دارم هم تن از تو
تهی از خویشم ایران جان به غربت
تو بیرون رفتی از من یا من از تو
به خاطرت تو این قفس من زنده ام همین و بس
به خاطر تو این نفس هنوز کمی تو سینه هست
به خاطر تو این صدا هر لحظه لرزید با غمی
همیشه من به یادتم بگو تو هم به یادمی
بارونی روز و شبم واسه غمام تو مرهمی
همیشه من به یادتم بگو تو هم به یادمی
فقط صدام کن واسه اشکات شونه میشم
فقط صدام کن واسه تو دیونه میشم
فقط صدام کن تو رو تنها نمی زارم
اونی که می مونه پیشم
طاقت بیار خورشید من به خاطر یکی شدن
فاصله معنا نداره من و تو یک جونیم و تن
طاقت بیار خورشید من ترانه مو زمزمه کن
امشب به یاد تو فقط اشک می ریزه میکروفن
7- دوباره محشر می کنم
دوباره محشر می کنم زندگی از سر می کنم
به اسمون عاشقی پرواز دیگر می کنم
دوباره محشر می کنم
نوید پیک عشق رو نگفته باور می کنم
دوباره محشر می کنم
جویای گلی بودم که رنگه آرزوهامه
وقتی که تو رو دیدم دیدم تو قلب تو جامه
به دشتهای نم زده سفر کردم
از بین گلهای قشنگ گذر کردم
میون گلها به تو نظر کردم
می خوام برای همیشه ترانه خوان تو باشم
اسیر و عاشقت کنم بسته به جان تو باشم
می خوام همیشه تو شعرام یکی یه دونه تو باشی
بمونی خونه دلم عزیز خونه تو باشی
8- اگر مانده بودی
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم به شب های غربت که تنها نبودم
اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم
مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت
هستیم را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر می شنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر می سرودم
9- گل بارون
نترسی گل بارونم من و از شب نترسونم
نگو از تلخی دنیا دلم تنگه بخندونم
بکش سورمه توی چشمات حریر مخمل و تن کن
بیا توی شب شعرم چراغ ماه و روشن کن
نمی ترسی حتی ستاره شیشه ای باشه
گلابدون بلور ما گلاب نور و می پاشه
تا وقتی یاد هم هستیم خدا تو قصه ها گم نیست
دلامون چشمه مهر حریص خاک و گندم نیست
ببین می خنده نیلوفر روی بام و در و ایون
قشنگ رقص پروانه توی موسیقی بارون
قشنگه با تو بیداری اگه دنیا توی خوابه
چرا چشمات غزال من همیشه مات مهتابه
تو حرفات مثل لالایی غم خواب عروسک نیست
واسه عاشق شدن هیشکی تو دنیای تو کوچک نیست
واسه ما پنجره یعنی تماشای صنوبرها
تو وقت دونه پاشیدن ضیافت از کبوترها
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ساعت 17:3  توسط مهتاب
|
|